خداحافظ پاییز

خرید بک لینک
پاییز رفت و جز غم و دلتنگی چیزی برایم جانمانده، اینجا دیگر طلوع هایش مرا به سمت شادی سوق نمیدهد، روزهاست که طلوع و غروب خورشید برایم رنگ سیاه تنهایی و درد و غم هدیه می اورند.

این روزها که تو ارام خوابیده ای و من هر روز با بغض درد به صورت خسته ات خیره میشوم با خودم میگویم فردا تو را چون قبل خواهم دید ولی افسوس روزها پی هم می آیند و تو هنوز میل بیدار شدن نداری.

می شود ارام چشمان خسته ات را باز کنی؟؟ می شود ارام مرا از این همه دل نگرانی نجات دهی؟؟؟؟

یارب مددی کن جانم ارام بگیرد.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ساعت 18:19 توسط باران |
دلنوشته های باران...

ما را در سایت دلنوشته های باران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی