نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 15:22 توسط باران | باران عاشقانه می نویسد تا زیبایی عشق در قلبش بماند... باران مخاطب خاص ندارد. نوشتههای پیشین دلنوشته های باران...ما را در سایت دلنوشته های باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 1
کودکی زیبا و بازیگوش، صدای آب، باد و خنده های کودک و باباش...
جوانی با چهره مردانه و دل نشین...
زوجی پشت به پشت هم تکیه داده و موزیکی ملایم...
صدای خنده کودک و باد...
چشمانم را باز میکنم من تنهام...
آسمان ابری و ابر بخیل!!!چون دل گرفته و چشم بخیلم که برای این غم سنگین نمی بارد؛ این روزها حال و هوای دلم طوفانی و چشمانم ماتم زده و غمگینند؛ گویند صبر کن زین غم... راستی صبر تاکی؟؟؟ نه ایوبم که صبرم صبر باشد و نه یعقوبم که چشمم در نبود جان گریان شود؛ چشمان بخیلم با من غمگین سر جنگ دارند وآتش این جنگ هر روز فروزان تر...
ما را در سایت دلنوشته های باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30
ما را در سایت دلنوشته های باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38
ما را در سایت دلنوشته های باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44