دلنوشته های باران

متن مرتبط با «سخنی با دوست» در سایت دلنوشته های باران نوشته شده است

پاییز, بی باران

  • نیلوبلاگ

    پاییز فصل خزان رنگارنگ؛ xa0چه زیبا اهنگ جدایی می نوازد...xa0 روزگاری در فراق عشق شیرینم از پاییز فصل رنگین و سرد و بی مهری سخن گفتم و امروز بی تاب دردی ام که آهنگ نوازشش جانم را به مسلخ مرگ می کشاند...xa0 باران که روزگاری ماتم زده دردی جان سوز از جدایی دل و دلدار بود امروز غمگین و دل نگران کسی است که بی شک بودنش تنها دلیل زندگانی او است...xa0 باران دیگر از عشق انسانی نمی گوید چون دل بسته خدایی, است که خالق مخلوق است...xa0 باران دلتنگ است...xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • سخنی با دوست...

  • نیلوبلاگ

    ما آدمها گاهی وقتها مجبور به انتخاب می شویم ؛ انتخاب بین موندن و محو شدن... وقتی یه طرف رابطه سرد میشه طرف دوم فقط تو مرداب حماقت و جنونش دست وپا میزنه و صدای زجه اش هر دونفر را ازار میده...xa0 من اگر ساکت شدم و حرفی نمیزنم ار بیخیالی نیست ؛ از غرور نیست ؛ ساکت شدم تا آرام آرام در مرداب تنهایی ام غرق شوم؛ میدانم تو نیلوفر مرداب را دوست میداری پس ارزومندم بعد از غرق شدنم از قلبم نیلوفری زیبا بروید که وقتی بهش نگاه میکنی گوشه لبت لبخندی بنشیند لبخندی که همیشه ارزوی دیدنش را داشتم اما... xa0...

    ادامه مطلب