دلنوشته های باران

متن مرتبط با «غروب جمعه ها» در سایت دلنوشته های باران نوشته شده است

من و تنهایی و یک زندگی خستگی

  • نیلوبلاگ

    باران:ساعت از 12 گذشته، همچنان گوشه اتاقم نشسته ام، ذهنم هر لحظه ای روانه جایی می شود گویا قصد مرور تمام روزهای رفته را دارد، این روزها بیشتر از هر وقت دیگر احساس تنهایی و غربت میکنم، هیچ چیز این دنیا خوشحالم نمیکند، امان از خاطرات، امان از لحظات تلخ زندگی، امروز و این ثانیه ها دلم شانه ای میخواهد ک...

    ادامه مطلب
  • غروب جمعه

  • نیلوبلاگ

    جمعه باشد...xa0 غروب باشد...xa0 اسمان را سایه های ابر گرفته باشد...xa0 منتظر باشی!!!!xa0 چه سخت است انتظار وقتی برای نفس کشیدن عزیزی باشد که روزهاست بر روی تخت ارام خوابیده... دلتنگم خدا...xa0 دلتنگ نفس های علی.xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • تنهایی....

  • نیلوبلاگ

    سلام... سلام به با معرفت ترین ادم دنیا... خوبی رفیق قدیمی... این روزها بیشتر از هر زمانی به بودنت نیاز دارم اما... تنها در میان جماعتی گرگ صفت ؛ بی یاور و غریب نشسته ام و تو خیالت نیست... خسته ام از نبودنت... کاش بودی... xa0...

    ادامه مطلب